آواز یخ در عمیقترین دریاچه جهان؛ رویای شیشهای بایکال در زمستان
- 4 اسفند 1404
- امیرحسین عباسی
تصور کنید در میانهی زمستان سیبری، جایی که دمای هوا به زیر چهل درجه سانتیگراد میرسد، روی سطح یخزدهای میایستید که زیر پایتان هزار و شصت متر عمق دارد. این یخ، نه مات و کدر مانند برکههای معمولی، بلکه شفاف و صیقلی است؛ چنان که میتوان صخرههای کف دریاچه را از میان لایههای متراکم یخ دید. این تصویر نه خیالپردازی بلکه واقعیتی است که هر ژانویه و فوریه در دریاچهی بایکال رخ میدهد، جایی که طبیعت هنرمندیاش را با ساختن بزرگترین موزه یخی جهان به نمایش میگذارد. بایکال که در زبان قوم بوریات به معنای «دریاچهی غنی» است، کهنسالترین و عمیقترین دریاچهی آب شیرین کرهی زمین محسوب میشود و در فصل سرما به صحنهای از جنس افسانه بدل میگردد. برای مسافرانی که به دنبال تجربهای فراتر از جهانگردی معمولیاند، این دریاچهی سیبری مکاشفهای است از قدرت و شکوه طبیعت بیهمتا.
شیشهی زمان؛ تاریخ پنهان در لایههای یخ
بایکال در دل کوهستانهای سایان و کوههای بایکال جای دارد و تاریخچهاش به بیست و پنج میلیون سال پیش بازمیگردد. این قدمت استثنایی آن را از سایر دریاچههای جهان که معمولاً پس از چند هزار سال رسوبگذاری به باتلاق تبدیل میشوند، متمایز کرده است. در طول تاریخ، قبایل مختلفی از جمله بوریاتها، اونکیها و یاقوتها در اطراف این دریاچه سکونت داشتهاند و هر یک باورهای اساطیری خاصی دربارهاش شکل دادهاند. بوریاتها بایکال را «دریای مقدس» مینامیدند و اعتقاد داشتند که ارواح نیاکانشان در اعماق آن زندگی میکنند. هنگامی که زمستان فرا میرسد و یخ سطح دریاچه را فرامیگیرد، این باورها جان تازهای میگیرند؛ چراکه یخ بایکال تنها یک پوشش سطحی نیست، بلکه پنجرهای است به گذشتههای دور، به زمانهایی که انسانهای اولیه بر این سرزمینهای یخبسته گام برمیداشتند و از صیدهای روزانهشان برای بقا استفاده میکردند.
فرآیند یخزدن بایکال خود داستانی علمی و هنری است. از اواخر آبان تا اوایل دی، دمای هوا چنان کاهش مییابد که سطح آب آرامآرام به بلور تبدیل میشود. آب بایکال به خاطر خلوص استثناییاش که ناشی از فعالیت میکروارگانیسمهای منحصر به فرد اکوسیستم آن است، با شفافیتی بینظیر یخ میزند. این شفافیت تا حدی است که میتوان از میان یخ، سنگها و گیاهان زیر آب را در عمق چند ده متری مشاهده کرد. علاوه بر این، یخ بایکال دارای ساختارهای هندسی شگفتانگیزی است که ناشی از حرکتهای تکتونیکی و نوسانات دمایی میباشد. حبابهای متان منجمد در لایههای یخ، ترکهای عمودی به شکل الماس، و برجستگیهای یخی که گاه به ارتفاع چندین متر میرسند، همه از عجایبی هستند که فقط در این دریاچه یافت میشوند.

قلمرو بوریاتها؛ فرهنگ در خواب سفید
زندگی در کنار دریاچهی بایکال برای مردمان بومی این سرزمین، یعنی بوریاتها، تجربهای فراتر از مسکنگزینی ساده بوده است. آنها دریاچه را نه تنها منبع معاش، که محور مرکزی هویت فرهنگی خود میدانستند. در ادبیات شفاهی بوریاتها، افسانههایی دربارهی اژدهایان دریایی و ارواح محافظ دریاچه وجود دارد که در شبهای زمستانی به روایت میپرداختند. یکی از این افسانهها حکایت از دختری به نام آنگارا دارد که دختر پیرمرد بایکال بوده و از او گریخته تا به عشق خود، شاهزاده یِنیسِی، بپیوندد. گفته میشود که رودخانهی آنگارا که تنها خروجی دریاچهی بایکال است، همان مسیر فرار این دختر افسانهای بوده است. در زمستان، وقتی یخ دریاچه را میپوشاند، بوریاتها مراسم خاصی برپا میکنند و با نثار شیر و ودکا به روح دریاچه احترام میگذارند تا سالی پربرکت داشته باشند.
امروزه نیز جوامع محلی در روستاهایی همچون خوژیر، لیستویانکا و اورکان که در حاشیهی بایکال قرار دارند، سنتهای کهن را زنده نگه داشتهاند. آنها در زمستان با استفاده از اسبها و سورتمههای چوبی بر روی یخ تردد میکنند و برای ماهیگیری سوراخهایی در یخ میکنند تا ماهیهای اُمول را که گونهای بومی و بسیار ارزشمند است، صید کنند. زندگی در این شرایط سخت نیازمند شناختی عمیق از طبیعت است؛ مهارتهایی که نسل به نسل منتقل شدهاند و هنوز هم در روزمرگی مردم این سرزمین جریان دارند. برخی از خانوادههای بوریات همچنان در سازههای سنتی به نام «یورت» زندگی میکنند که با چوب و پوست حیوانات ساخته میشوند و در زمستانهای سخت سیبری پناهگاهی گرم فراهم میآورند.

سفر بر روی آینه؛ تجربهی مسافران در دریاچهی یخی
برای مسافری که نخستین بار پا به یخ بایکال میگذارد، حسی فراطبیعی پدید میآید. صدای خشخش لایههای یخ که زیر فشار تغییرات دمایی حرکت میکنند، گویی نجوایی از اعماق زمین است. این صداها، که محلیها آنها را «آواز بایکال» مینامند، گاه به شکل غرشهای عمیق و گاه به صورت صدای شکستن شیشه شنیده میشوند. راه رفتن بر روی این یخ، حتی برای کسانی که با محیطهای سرد آشنا هستند، ترکیبی از هیجان و ترس است؛ زیرا اگرچه ضخامت یخ در بخشهای مختلف به بیش از یک متر میرسد، اما شفافیت آن این توهم را ایجاد میکند که هر لحظه ممکن است بشکند و شما را به اعماق بکشاند.
تورهای زمستانی بایکال معمولاً شامل پیمودن مسیرهای طولانی بر روی یخ با وسایل مختلف از جمله هاورکرافتها، ماشینهای ششچرخ و حتی دوچرخههای یخی است. یکی از محبوبترین مسیرها، عبور از جزیرهی اولخان است که در مرکز دریاچه قرار دارد و در زمستان تنها از طریق گذر بر یخ قابل دسترسی است. در این جزیره، غارهای یخی شکل میگیرند که دیوارههایشان را قندیلهای یخی تزیین کرده است. نور خورشید که از لایههای یخ عبور میکند، این قندیلها را به آبی فیروزهای درخشان تبدیل میکند؛ رنگی که در هیچ جای دیگر از جهان به این شدت دیده نمیشود. بسیاری از عکاسان و مستندسازان برای ثبت این مناظر به بایکال سفر میکنند، اما هیچ تصویری نمیتواند احساس ایستادن در برابر این عظمت طبیعی را منتقل کند.

علم در قالب هنر؛ دانشپژوهی در یخهای بایکال
دریاچهی بایکال نه تنها برای گردشگران، بلکه برای دانشمندان نیز جذابیتی بیپایان دارد. این دریاچه بیش از بیست درصد از آب شیرین سطحی جهان را در خود جای داده و زیستگاه بیش از هزار و هفتصد گونهی جانوری و گیاهی است که بسیاری از آنها در هیچ نقطهی دیگر زمین یافت نمیشوند. یکی از عجیبترین این موجودات، فُکهای بایکال هستند که تنها نمونهی فکهای آب شیرین جهان به شمار میآیند و در زمستان بر روی یخها زایمان میکنند. مطالعهی این گونهها و رفتار آنها در شرایط سخت زمستانی، اطلاعات ارزشمندی دربارهی سازگاری زیستی و تکامل در اختیار دانشمندان قرار داده است.
یکی دیگر از جنبههای علمی جذاب بایکال، حضور حبابهای متان در یخ است. این حبابها که در اثر تجزیهی مواد آلی در بستر دریاچه تولید میشوند، هنگام یخزدن ناگهانی آب، در لایههای یخ به دام میافتند و ساختارهایی شبیه به ستونهای هندسی ایجاد میکنند. این پدیده نه تنها از لحاظ زیباییشناختی جالب است، بلکه به دانشمندان کمک میکند تا میزان انتشار گازهای گلخانهای در اکوسیستمهای آبی را بهتر درک کنند. در سالهای اخیر، پژوهشگران با استفاده از تجهیزات پیشرفته، نمونهبرداری از لایههای عمیق یخ و رسوبات کف دریاچه را انجام دادهاند که نتایج آنها به شناخت بهتر تغییرات اقلیمی در طول هزاران سال گذشته کمک کرده است. بایکال، در واقع آرشیوی زنده از تاریخ طبیعی است که هر لایهاش داستانی از گذشته را روایت میکند.

خاتمه؛ دریاچهای که دل را یخ میزند
بایکال در زمستان بیش از یک مقصد گردشگری، تأملی است بر قدرت طبیعت و کوچکی انسان در برابر آن. ایستادن بر روی یخی که زیر پایتان هزاران سال تاریخ جریان دارد، تجربهای است که انسان را با گذشتهاش و با جهان پیرامونش وصل میکند. برای کسانی که به دنبال سفری متفاوتاند، سفری که تنها عکس و خاطره نباشد بلکه دگرگونی درونی همراه داشته باشد، بایکال پاسخ این نیاز است. در این دریاچه، یخ فقط آب منجمد نیست؛ بلکه استعارهای از زمان، حافظه و ابدیت است که در قالب شیشهای شفاف جلوه میکند.
