طعم دورهمیهای کرسی؛ بهترین مقاصد ایران برای چشیدن آش زمستانی
- 3 اسفند 1404
- امیرحسین عباسی
در کوچهباغهای تبریز، وقتی که بخار آش دوغ از دیگ مسی بلند میشود و بوی نعناع تازهکوبیده با رایحه کشک ترش درهم میآمیزد، زمان به گونهای دیگر جریان مییابد. این لحظهای است که در آن تاریخ غذا به تاریخ اجتماع پیوند میخورد و کاسهای از آش نه فقط یک وعده غذایی، بلکه روایتی از مقاومت، همبستگی و حافظه جمعی میشود. آش در فرهنگ ایرانی همواره بیش از یک خورش ساده بوده است؛ این غذا در دل زمستانهای سخت، دور کرسیهای گرم و در میان گفتگوهای شبانه، تبدیل به نمادی از مهماننوازی و اتحاد شده است. هر منطقه از ایران با دستور پخت خاص خود، با ترکیب منحصر به فرد حبوبات، سبزیجات، و چاشنیها، داستانی جداگانه از سرزمین، آب و هوا، و سلیقه مردمانش روایت میکند.
سفری به آذربایجان؛ جایی که آش زبان مادری است
آذربایجان، به ویژه تبریز، در جغرافیای فرهنگی آش ایران جایگاهی بیبدیل دارد. در این شهر، آش نه تنها یک غذای محلی، بلکه زبانی برای بیان احساسات و مناسبتهاست. آش دوغ، با پایه ماست ترش و دوغ، همراه با نخود، عدس، لوبیا و برنج، در زمستانهای سرد تبریز معنای واقعی گرما و انرژی را به خانهها باز میگرداند. این آش که در هوای یخزده تبریز طعمی دیگر به خود میگیرد، معمولاً با کشک، نعناع داغ و سیر سرخشده تزئین میشود و هر لیوان از آن چون داستانی کوتاه از زندگی کوچهنشینان قدیمی این شهر است.
اما تبریز تنها به آش دوغ بسنده نمیکند. آش رشته تبریزی با رشتههای دستساز، سبزیهای معطر و حبوبات متنوع، یا آش گوجهفرنگی که در میان بازارهای قدیمی با خطنگارههای کوفی و طاقهای آجری عرضه میشود، همگی بخشی از هویت غذایی این شهرند. در اردبیل نیز، که سرمای تلختر از تبریز دارد، آشها با غلظت بیشتر و مزهای قویتر پخته میشوند. آش سبزی اردبیل با ترکیب اسفناج، جعفری، تره، شوید و گشنیز، همراه با لوبیا و عدس، نوعی دارو برای سرمای استخوانسوز زمستان است که در سفرهخانههای قدیمی و خانههای سنتی این شهر همچنان با همان رسم دیرینه پذیرایی میشود.

اصفهان و یزد؛ آش در بستر معماری و تمدن
اصفهان، شهری که در تاریخ ایران به خاطر هنر، معماری و تمدن شناخته میشود، در عرصه آشپزی نیز آثاری ماندگار دارد. آش رشته اصفهانی، که با نسخههای دیگر این آش در سایر نقاط ایران تفاوتهای ظریف اما قابل توجهی دارد، معمولاً با کشک غلیظ، گردو کوبیده و پیاز سرخشده تزئین میشود. این آش در روزهای جمعه، در کنار سفرههای خانوادگی زیر نقشبرجستههای گچی خانههای قدیمی، جایگاهی ویژه دارد. در میدان نقش جهان، در مجاورت کاخهای صفوی و مسجدهای فیروزهای، کاسهای از آش گرم و بخارآلود میتواند تجربهای متفاوت از سفر باشد؛ تجربهای که طعم را با تاریخ و حس مکان آمیخته میسازد.
یزد، شهر بادگیرها و کویرها، نسخه خاص خود از آش را در قالب آش شلهقلمکار ارائه میدهد. این آش که در شبهای سرد یلدا در میان خانوادههای یزدی رواج دارد، با لپه، نخود، برنج و گوشت چرخشده تهیه میشود و با تزئین دارچین، کشک و نعناع، نوعی معجون انرژیزا برای شبهای بلند زمستانی است. در کوچههای باریک و خاکی یزد، جایی که دیوارهای گِلی حافظ داستانهای هزاران سالهاند، آش نه فقط غذا بلکه نوعی میراث زنده است که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود. در این شهر، آش معمولاً در دیگهای بزرگ مسی پخته میشود که خود یادگار دوره قاجاریه و حتی پیش از آن است، و این فرآیند پخت با همان روشهای سنتی، بخشی از هویت فرهنگی یزد را حفظ کرده است.

شمال ایران؛ آش در سایه جنگلهای انبوه
در شمال ایران، جایی که رطوبت بالا و سبزههای فراوان چشمانداز را میسازند، آش شکلی دیگر به خود میگیرد. آش رشته گیلانی، با مزهای متفاوت از نمونههای دیگر این آش، به واسطه استفاده از سبزیهای محلی مانند بومادران، تره کوهی و شویدهای خوشبوی گیلان، طعمی خاص و تقریباً جنگلی دارد. این آش در روستاهای اطراف رشت، ماسوله، فومن و لاهیجان، همراه با نان محلی و ترشیهای سنتی میل میشود. در ماسوله، روستایی که به خاطر معماری پلهکانی و دید بینظیرش شناخته میشود، کاسهای از آش گرم در میان مه و سرمای زمستان میتواند مسافر را به دل زندگی ساکنان این روستا نزدیک کند.
مازندران نیز با آشهای خاص خود، مانند آش چوقا و آش شلغم، در زمره مقاصد بیبدیل برای چشیدن آش زمستانی است. آش چوقا، که از ترکیب گندم، لوبیا، نخود، عدس و برنج با سبزیهای خوشبو تهیه میشود، در روستاهای کوهستانی مازندران، به ویژه در مناطق اطراف چالوس و نوشهر، با حرارت زیادی سرو میشود. این آش در شبهای برفی، دور کرسیهای سنتی که زیرشان منقل زغال است، با نان محلی و پنیر تازه محلی، تجربهای است که بسیار فراتر از یک وعده غذایی ساده است؛ این تجربهای انسانی و عمیقاً فرهنگی است که مسافر را به درک بهتری از زندگی روستایی و ریشههای فرهنگی شمال ایران میرساند.

خوزستان و لرستان؛ آش در دل تنوع قومی
خوزستان، با تنوع قومی و فرهنگی خاص خود، انواع متفاوتی از آش را در خود جای داده است. آش شوریده، که در شهرهای شوشتر، دزفول و اهواز رواج دارد، با ترکیبی از سبزیهای معطر، حبوبات و کشک، همراه با طعم اندکی ترش، یکی از نمونههای جذاب آش خوزستانی است. این آش در زمستان، هنگامی که آب و هوای خوزستان خنکتر میشود، در سفرههای خانگی جای میگیرد و با نان محلی و سبزی تازه سرو میشود.
لرستان نیز با آشهای سنتی خود، مانند آش دوغ لری و آش رشته لری، نمایانگر ذائقه و فرهنگ منطقه است. در روستاهای کوهستانی لرستان، جایی که سرما و برف زمستانها را سخت میکند، آش به یک نیاز اساسی تبدیل میشود. آش دوغ لری با استفاده از دوغ محلی، سبزیهای کوهی و حبوبات متنوع، تهیه میشود و در میان طایفههای لر و بختیاری، در دورهمیهای زمستانی، نقش اجتماعی مهمی ایفا میکند. این آش نه تنها برای گرم کردن بدن، بلکه برای تقویت پیوندهای خانوادگی و قبیلهای نیز اهمیت دارد.

آش؛ نماد مقاومت و هویت در برابر زمان
آش ایرانی، فراتر از یک غذای محلی، نمادی از مقاومت فرهنگی و هویت ملی است. در دورههای تاریخی مختلف، از جمله در زمان مغولان، ترکمانان قراقویونلو و آققویونلو، و حتی در دورههای سخت قحطی و بیماری، آش به عنوان غذایی مقوی، ارزان و در دسترس، جایگاه خاصی در سفره مردم ایران داشته است. پخت آش در دیگهای بزرگ و توزیع آن میان همسایگان، نیازمندان و مسافران، سنتی است که ریشه در مهربانی و همدلی فرهنگ ایرانی دارد. این سنت در بسیاری از شهرها و روستاهای ایران همچنان زنده است و در روزهای خاص مذهبی یا مراسم عزاداری، آش نذری پخته میشود و به مردم تعارف میشود.
در نهایت، چشیدن آش زمستانی در ایران تجربهای چندلایه است؛ تجربهای که در آن طعم، بو، حرارت و فضای اجتماعی درهم تنیدهاند. هر کاسه آش، روایتی از تاریخ، جغرافیا، آب و هوا و مردمی است که با تمام سختیها، همچنان به سنتهای خود وفادار ماندهاند. سفر به مقاصدی چون تبریز، اردبیل، اصفهان، یزد، گیلان، مازندران، خوزستان و لرستان در زمستان، فرصتی است برای درک عمیقتر از این میراث غنی و حسی است که تنها با حضور فیزیکی و چشیدن واقعی میتوان به آن دست یافت.
