عجیبترین شهرهای مرزی جهان؛ از بارله تا ناهوا
- 18 مهر 1405
- علیرضا خزاعی
مرز، در ذهن بیشتر ما، خطی است که روی نقشه کشیده شده و دو کشور را از هم جدا میکند؛ چیزی شبیه یک رودخانه، یک رشتهکوه یا دستِکم یک جاده. اما در واقعیت، بسیاری از مرزهای جهان نتیجه تصمیمهای سیاسی، معاهدات قدیمی و گاهی اشتباهات نقشهبرداری هستند، نه پدیدههای طبیعی. نتیجه این تصمیمها، گاهی چنان عجیب است که باور آن سخت میشود؛ مرزهایی که از وسط یک کافه، یک کتابخانه یا حتی یک میز عبور میکنند.
شهری که هیچوقت نمیدانید در کدام کشور ایستادهاید
در مرز بلژیک و هلند، دو شهر به نامهای بارله-هرتوخ (بلژیکی) و بارله-ناسائو (هلندی) آنقدر در هم تنیدهاند که عملاً یک شهر واحدند. طبق گزارشهایی که این منطقه را بررسی کردهاند، نزدیک به ۳۰ قطعه جدا از خاک بلژیک در دل خاک هلند پراکندهاند و در برخی از همین قطعهها نیز جزیرههای کوچکتری از خاک هلند جای گرفتهاند. مرز بین این دو کشور با ضربدرهای سفیدی که روی آسفالت خیابانها کشیده شده مشخص میشود؛ خطی که از میان مغازهها، کافهها و حتی اتاقنشیمن برخی خانهها عبور میکند. در یکی از کافههای این منطقه، حتی میزهای مشتریان نیز میان دو کشور تقسیم شدهاند؛ به این معنا که ساعت کار یا مقررات مالیاتی ممکن است بسته به اینکه فنجان قهوهتان روی کدام سمت میز باشد، تفاوت کند.
نمونه مشابه دیگری در مرز آمریکا و کاناداست؛ کتابخانه و تالار اپرای هسکل، که عمداً درست روی خط مرزی میان ایالت ورمانت آمریکا و استان کبک کانادا ساخته شده است. خطی سیاهرنگ از کف این ساختمان عبور میکند و دقیقاً نشان میدهد کدام بخش از سالن در خاک آمریکاست و کدام بخش در کاناداست؛ ورودی اصلی در یک کشور قرار دارد و بخشی از قفسههای کتاب در کشور دیگر.

کشوری که کاملاً داخل کشور دیگری جا گرفته
بعضی از عجیبترین مرزها را نه در یک شهر، بلکه در مقیاس یک کشور کامل میتوان دید. لسوتو، در جنوب آفریقا، تنها کشور جهان است که بهطور کامل در درون مرزهای یک کشور دیگر محصور شده؛ تمام مرزهای این کشور کوچک کوهستانی، با آفریقای جنوبی مشترک است و هیچ راه دسترسی دیگری به دریا یا کشور ثالثی ندارد.
نمونه کوچکتر اما مشابهی را میتوان در کامپیونه دیتالیا دید؛ شهرکی ایتالیایی که بهطور کامل در میان خاک سوئیس محاصره شده است. ساکنان این شهر ایتالیایی هستند، اما زندگی روزمرهشان، از جادهها گرفته تا خدمات شهری، بهشدت با سوئیس گره خورده است.
کالینینگراد، بخشی از خاک روسیه در کرانه دریای بالتیک، نمونه دیگری از همین ایده است؛ این منطقه بهطور کامل از باقی خاک روسیه جدا افتاده و تنها از طریق خاک لیتوانی و لهستان قابل دسترسی است.

مرزی که سه بار رد میشود، بدون آنکه از محله بیرون بروید
شاید عجیبترین نمونه این فهرست، به امارات متحده عربی مربوط باشد. در دل خاک امارات، منطقهای به نام «مدحا» وجود دارد که متعلق به کشور عمان است؛ یک جزیره خاکی عمانی، بهطور کامل محصور در امارات. اما ماجرا همینجا تمام نمیشود؛ درست در دل همین مدحای عمانی، روستای کوچکی به نام «نهوه» قرار دارد که دوباره متعلق به امارات است. به این ترتیب، مسافری که از امارات به نهوه سفر میکند، بدون آنکه از یک منطقه نسبتاً کوچک جغرافیایی خارج شود، دو بار از یک مرز بینالمللی عبور میکند.

مرزی که تا همین چند سال پیش، باورنکردنیترین شکل جهان را داشت
تا سال ۲۰۱۵، مرز هند و بنگلادش در ناحیهای به نام کوچ بیهار، پیچیدهترین ساختار مرزی جهان را به نمایش میگذاشت. بر اساس گزارشهایی که این منطقه را مستند کردهاند، بیش از ۱۶۰ قطعه جدا از خاک دو کشور، در میان خاک یکدیگر پراکنده بودند؛ از جمله یک مورد نادر که در آن، یک قطعه از خاک هند، در میان قطعهای از خاک بنگلادش، در میان قطعهای دیگر از خاک هند، و آن نیز در میان خاک بنگلادش جای گرفته بود. ساکنان این مناطق برای دههها از دسترسی به ابتداییترین خدمات، از جمله برق، مدرسه و حتی نیروی پلیس، محروم بودند؛ چرا که هر خدماتی مستلزم عبور از یک مرز بینالمللی بود. سرانجام در سال ۲۰۱۵، دو کشور پس از سالها مذاکره، این قطعات را میان خود تعویض کردند و به یکی از عجیبترین وضعیتهای مرزی جهان پایان دادند.

سرزمینی که هیچ کشوری آن را نمیخواهد
در حالی که بیشتر مناقشات مرزی جهان بر سر این است که دو کشور، هر دو یک سرزمین را از آنِ خود بدانند، در مرز مصر و سودان وضعیتی کاملاً معکوس وجود دارد. منطقهای به نام «حلایب» میان دو کشور مورد مناقشه است و هر دو کشور مدعی مالکیت آن هستند. اما در نزدیکی همین منطقه، قطعه کوچکی از زمین به نام «بیرطویل» وجود دارد که داستانی برعکس دارد: به دلیل نحوه ترسیم دو مرز تاریخی متفاوت توسط مصر و سودان، پذیرفتن مالکیت بیرطویل توسط هر یک از این دو کشور، به معنای از دست دادن ادعای آن کشور بر منطقه پرارزشتر حلایب خواهد بود. نتیجه این محاسبه سیاسی عجیب این است که هیچیک از دو کشور رسماً مدعی بیرطویل نیستند؛ قطعهای از خشکی که عملاً متعلق به هیچ کشوری نیست.

چرا مرزها اینقدر عجیب شدهاند؟
بخش بزرگی از این عجایب، ریشه در تاریخ استعمار و معاهدات قدیمی دارد؛ خطوطی که اغلب در پایتختهای اروپایی و بدون توجه کافی به واقعیتهای جغرافیایی و اجتماعی محلی ترسیم شدند. در موارد دیگر، تغییر مسیر طبیعی رودخانهها در طول زمان باعث شده قطعاتی از خاک یک کشور، در طرف دیگر مرز باقی بمانند. نتیجه این تصمیمها و تصادفهای تاریخی، نقشهای است که گاهی بیشتر شبیه یک پازل بههمریخته است تا تقسیمبندی منظم جهان.

نکتهای برای مسافران کنجکاو
برخلاف بسیاری از «حقایق عجیب دنیا» که صرفاً برای خواندن جذاباند، بیشتر مقاصدی که در این مطلب نام بردیم، واقعاً قابل بازدیدند. بارله، کامپیونه دیتالیا و کتابخانه هسکل، همگی مقاصدی هستند که میتوان با یک برنامه سفر معمولی از آنها دیدن کرد؛ تنها کافی است پیش از سفر، از آخرین وضعیت تردد و مقررات ورودی هر منطقه مطلع شوید، بهخصوص در مناطقی که نزدیک به یک مرز بینالمللی حساس قرار دارند.
درباره منابع: اطلاعات این مطلب از گزارشهای چند منبع جغرافیایی و گردشگری از جمله Oyster.com، RoughMaps، BoredPanda، PlayGeoGlobe، GeographyWorlds و World Population Review گردآوری و تطبیق داده شده است. برخی اعداد دقیق (مانند تعداد قطعات جدا در بارله یا کوچ بیهار) در منابع مختلف اندکی متفاوت گزارش شدهاند؛ در این مطلب، رایجترین روایتها انتخاب شدهاند.
